محمد رضا طباطبايى تبريزى
55
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )
نيست تمكّن نمايد . تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد بگزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده شود بعد از تحصيل مجتهد جايز الفتوى ، مكلّف را لازم است كه آداب و مناسك حج را موافق فتواى آن با مسائل لازمه بياموزد تا در حين اشتغال به عمل حج در مسائل مختلف فيه معطّل نماند . اجماعى علما است كه لحن در قرائت از شخص غيرقاصر مبطل نماز است . عوام بيچاره را مىبينى كه در تمامى عمر پاپى قرائت نماز واجبى خود نشده با كمال اطمينان نمازش را خوانده ، ولى در صلات طواف نساء ، محض به جهت تحصيل مرام دنيوى ، پاپى و مايل است كه به شخص صحيح القرائه اقتدا نمايد . بسيار محلّ تعجب و حيرت است . شخصى كه مسجد خيف را بعد از تلقين و تكرار بسيار درست نتواند ادا نمايد ، گاهى قيف و گاهى خيك گويد ، چگونه پاپى اصلاح قرائت نماز خود نشده ، اعمال خود را صحيح و مقبول مىداند ! ثانيا شخصى كه بعد از تمهيد مقدّمات استطاعت ، رو به درگاه حق گذاشت ، بايد حواس خود را مشغول اعمال خود سازد و خيال خود را نزد اهل و عيالش نگذارد و با كمال دقّت به اعمال واجبى اشتغال ورزد تا اينكه اعمال و مناسك حج با چندين زحمات و رنج هدر و بىثمر نباشد ؛ و يكى هم خرج راه خود را به خيال منفعت امتعهء تجارتى نخرد كه در گمركخانهها گرفتار زحمات شود كه اغلب حجّاج صدمه و اذيّت زياد ازين بابت مىكشند . ثالثا شخص مستطيع اگر قدرت و ثروت اين را داشته باشد ، كسى را كه از اوضاع آن صفحات بصيرتى و از السنهء خارجى جزئى اطلاعى داشته باشد همراه خويش بردارد ، در همهجا بهتر به كار او مىآيد و اگر امكانپذير نباشد ، اقلا از چنين شخصى راه و رسم پيمودن اين مقصود را استعلام نمايد و ابدا به قول مردمان متقلّب در بين راه گوش ندهد و به حرف آنها فريب نشود كه حاجى بيچاره را علانيه گول زده ، مالش را از دستش مىگيرند . على الخصوص كسانى كه در اسكلهها « 1 » كارشان دلّالى است ، مترصّدند كه يك نفر غريب را شكار كرده ،
--> ( 1 ) در حاشيه : اسكله يعنى بندر موضعى است از دريا نزديك ساحل كه محض ايستادن كشتى ساخته و از آنجا به خشكى مىآيند .